أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
242
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
بماند و با اين همه ايشان را لطفى كنيم كه باز آن « 1 » ثبات كنند و در راه راست كه اسلام است بمانند . [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 69 تا 70 ] وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً ( 69 ) ذلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ عَلِيماً ( 70 ) بعضى مفسّران گفتند كه : آيت در ثوبان آمد مولاى رسول خداى و او رسول را سخت دوست داشتى و ازو صبر نتوانستى كردن روزى در آمد گونهء روى بگشته و اثر حزن و كأبت بر وى ظاهر گشته رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را گفت : ترا چه رسيده است ؟ - گفت : يا رسول اللّه مرا هيچ رنج نرسيده الّا آرزومندى جمال تو و آنكه انديشه كردم كه فرداى قيامت حال من از دو بيرون نبود يا اهل بهشت باشم يا اهل دوزخ اگر اهل دوزخ باشم هرگز روى تو نبينم و اگر اهل بهشت باشم منزلت و جاى من آنجا نبود كه جاى تو باشد و ترا نبينم خداى تعالى در حقّ او اين آيت فرستاد و رسول خداى گفت « 2 » : صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بدان خداى كه جان من بامر اوست كه هيچ بندهء مؤمن نباشد و ايمان او درست نبود تا مرا از جان خود و پدر و مادر و اهل
--> ( 1 ) - يعنى با آن ، « باز » بمعنى « با » است . ( 2 ) - نص عبارت ابو الفتوح ( ره ) از اين مورد روايت اين است ( ج 2 چاپ اول ، ص 5 ) : « و رسول عليه السلام گفت : به آن خداى كه جان من بفرمان اوست كه هيچ بندهء مؤمن نباشد و ايمان او درست نباشد و بهشت بخواب نبيند تا مرا از جان خود و پدر و مادر و اهل و ولد خود دوستر ندارد و بعضى گفتهاند : جماعتى از صحابه بودند كه اين گفتند و خداى اين آيت فرستاد و اگر بر عموم حمل كنند اوليتر باشد ، براى آنكه فايدهاش بيشتر بود ، و براى آنكه ( من ) اسمى است متضمن معنى شرط را و چون شرط حاصل آمد لابد جزا بايد تا با آن بود حق تعالى گفت : هر كه طاعت خداى دارد و طاعت رسول ، ايشان فردا با آنان باشند كه خداى را بر ايشان نعمت است آنگه به « من » تبيين بيان كرد ايشان را گفت : ( من النبيين ) از پيغمبران و صديقان و شهيدان و نيكان و رفاقت و صحبت ايشان نيك خير است و نكو ، و بيان كرديم كه : لفظ « نبى » از نباوت مشتق است و هى الرفعة و اين اوليتر است از قول آنكس كه او گفت : من النبأ و هو الخير ؛ براى آنكه به اتفاق اين لفظ مدح است و در خبر دادن هيچ مدح نيست ، و دگر آنكه « فعيل » از ثلاثى آيد از مزيد نيايد و فعل از آن « انبأ » و « نبأ » باشد دگر آنكه رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم گفته است : لا تنبزوا به اسمى اى لا تهمزوا نام من بهمزه نگوئيد هم اين معنى خواسته است كه اشاره كرديم با او تا از نباوت باشد از نبأ نباشد » .